تبلیغات
دیگه دیگه ... - تلفن

تلفن

نویسنده : سما جمعه 13 تیر 1393 03:15 ب.ظ  •   

دیروز داشتم کارتون میدیدم که تلفن خونه زنگ زد

من:سلام
اون:سلام
و....

بعد از سه ساعت مکالمه و پرسیدن حال و احوال فامیل و غیره برام جالب شد بدونم باکی حرف میزنم پرسیدم :ببخشید اسمتون؟؟؟

طرف هم که مونده بود چی بگه ناچار قطع کرد.


پس از پایان مکالمه مادرم پرسید کی بود سما؟؟؟

من :نمی دونم حتما آشنا بوده دیگه .

مادرم:


خخخخخخخخ
ما یه همچی آدمایی هستیم


آخرین ویرایش: جمعه 13 تیر 1393 03:21 ب.ظ

دوشنبه 16 تیر 1393 12:49 ق.ظ
خانوووووووووووووم آیکییییییییییییییییییییییییییو...
سما



بخند
یکشنبه 15 تیر 1393 12:35 ق.ظ
سلام عشق است استقلال وفرهاد مجیدی به من یه سربزنید منتظرتونم
سما
بله
شنبه 14 تیر 1393 04:10 ب.ظ
خخخخخخخ یه بار برا منم اینطوری شده بود.البته صدا اشنا بود
سما
خخخ نه بابا آشنا نبود
شنبه 14 تیر 1393 12:40 ب.ظ
چرانتونستی؟؟؟؟؟؟؟
سما
نمی دونم به من خطا داد
شنبه 14 تیر 1393 02:08 ق.ظ
آخه دختر خوب از این به بعد اول طرف رو بشناس بعد باهاش حال و احوال کن...وقت مردم رو نگیر خب...

سما
باشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر